قوم بختیاری 1

بنا به گفته هرودت مورخ معروف: بختیاری ها از نژاد قدیم ایرانی بوده که از کوه های آرارات و قفقاز به سوی مغرب حرکت کردند. عده ای به جنوب رود جیحون (بلخ) رسیدند، چون زمین های آنجا را خوب، وسیع و بلامنازعه یافتند، در کنار نهر آبی که دهار نامیده می شد مسکن گزیدند که بعدها این محل را بخت یار نامیدند. این قوم چون از باختر آمده بودند همسایگان به آن ها باختریان می گفتند و در زمان تسلط یونانیان آنجا را باکتری ها و بلخ را باکترا و رود دهار را باکتروس نام نهادند. به هر حال درباره نام این ایل بزرگ باز نظرات یکسان نیست.


ای که روزی همه خلق زانبار تونه                 آسمون ها و زمین کرده کردار تونه

ئی همه نقش و نگاری که منه دنیا هد            همه از پرتو یک جلوه دیار تونه 

افتو و ای همه نوری که اتاوه به زمین            مختصر ذره ای از تابش رخسار تونه

ئی همه آو که به دریا چونو هی موج ازنه        چکه ای از کرم اور گهربار تونه

عاقلون هر کنن فکر و ابالن به خوسون           اشتباه کردنه پای، جمله ز افکار تونه

                                                                      داراب افسر بختیاری

 

 

 

بنا به گفته هرودت مورخ معروف: بختیاری ها از نژاد قدیم ایرانی بوده که از کوه های آرارات و قفقاز به سوی مغرب حرکت کردند. عده ای به جنوب رود جیحون (بلخ) رسیدند، چون زمین های آنجا را خوب، وسیع و بلامنازعه یافتند، در کنار نهر آبی که دهار نامیده می شد مسکن گزیدند که بعدها این محل را بخت یار نامیدند. این قوم چون از باختر آمده بودند همسایگان به آن ها باختریان می گفتند و در زمان تسلط یونانیان آنجا را باکتری ها و بلخ را باکترا و رود دهار را باکتروس نام نهادند. به هر حال درباره نام این ایل بزرگ باز نظرات یکسان نیست.

بختیاری ها آریایی نژاد و بازماندگان اصلی پارسها هستند. این قوم کهن سی سال است که منطقه فعلی سکونت خود را در اختیار دارد. آنان در قالب جوامع کوچکتر به زندگی کوچ نشینی می پردازند. سرزمین شان مابین چهارمحال و بختیاری، فارس، لرستان، خوزستان و اصفهان واقع است. کلمه بختیاری مرکب از لغت فارسی (بخت) و (یار) و یا, آخر نسبت است. از روی دقت و تجربه معلوم می شود که این قوم ساسانی الاصل و ایرانی نژادند زیرا که در طول این مدت زبانشان مخلوط به عرب و ترک نشده و در اخلاق و حرکات ایشان آن نجابت و اصالت ایرانی بودن معلوم و هویدا است. در حقیقت زبانشان همان زبان پهلوی قدیم است که ساسانیان و کیانیان بدان سخن می گفتند. اما در اینکه اصل و نژاد ایشان ایرانی است محل شکی نیست زیرا که اخلاق و اصالت و نجابت و زبان ایشان بیانگر ایرانی خالص بودن آنهاست.

بختیاری سرزمین افسانه ای ایران و دارای فلکلور بسیار غنی است. بختیاری بزرگترین و اصیل ترین قوم در میان اقوام متعدد ایران زمین به شمار می آید. بختیاریها از نظر نژادی جزو تبار لرها هستند و گویش آنها نیز از قدیمی ترین و شناخته شده ترین گویش های زبان فارسی است.

بسیاری از بختیاری ها اکنون شهرنشین شده اند اما همین شهروندان هنوز که هنوز است خود را متعلق به طایفه، تیره و ایل آباء و اجدادیشان میدانند. به هر حال یک نفر بختیاری هرکجا که باشد بختیاری است و متعلق به یکی از شعبه های هفت لنگ و یا چهار لنگ. از طرفی حوزه جغرافیایی محل سکونت هر باب و طایفه بختیاری جدا و شناخته شده است، هر چند در درگیریهای گذشته، یا خرید و فروش و یا تبادل اراضی بجای خونبهاء ممکن است برخی از طوایف تغییر مکان داده باشند. مثلا نواحی چادگان، داران، فریدون شهر، الیگودرز، ازنا و دورود تماما حوزه ییلاقی چهارلنگ به حساب می آیند. و نواحی زردکوه، سبزه کوه، کوهرنگ و ناغان، اردل و چغاخور و بازفت تماما حوزه ییلاقی باب هفت لنگ بختیاری هستند. در گرمسیر هم این تفکیک آشکار که حتی باعث پیدایش لهجه های درون زبانی بختیاری شده است بوضوح قابل تشخیص است. نواحی ایذه، لالی و مسجدسلیمان حوزه گرمسیری هفت لنگ به شمار میروند.و قلعه تل دزفول سردشت و اندیمشک تاحدودی جغرافیای چهارلنگ به حساب می آیند

 

تاریخچه

برای نخستین بار حمداله مستوفی در شمارش تبارهای لر بزرگ از بختیاری‌ها نام برده‌است تباری که پس از نیرومند شدن آوازه بیشتری یافت و سرانجام به بیشتر سرزمین‌های لر بزرگ چیره شد و نام خود را به آنها داد.

بر پایه نوشته‌های تاریخی بختیاری نام یکی از تبارهای بزرگ ایران می‌باشد که به لر بزرگ نیز شناخته شده‌است. چرایی این نامگذاری به گفته برخی به سبب نزدیکی دامنه فرمانروایی اتابکان لرستان به سرزمینهای بختیاری نشین در زمان گسیختگی و چندگانگی فرمانروایی ایران بوده ‌است از این رو آنان را لر بختیاری نیز می‌نامند. نام لر کوچک نیز به مردمان لرستان و ایلام امروزی داده شده بود. در گستره زمانی میان هخامنشیان و ساسانیان ، لرستان بخشی از سرزمین بزرگ پارس بوده ‌است. پس از اسلام و از زمان خلفای عباسی، لرستان فراتر از مرزهای امروزی (از همدان تا فریدن) - و زیر پرچم فرمانروایی اتابکان لرستان- تا مرز اتابکان فارس (ازسال ۵۰۶ تا ۱۰۰۶ هجری قمری) گسترده شده بود از این رو فرمانروایان این سده‌ها با نام اتابکان لرکوچک شناخته می‌شدند. خرم آباد پایتخت فرمانروایی اتابکان لر کوچک و ایذه مالمیر پایتخت فرمانروایی اتابکان لر بزرگ به شمار می‌رفته است.

با نگریستن به گمانه زایش کوروش بزرگ در انشان که شهری در آپا اختر (شمال=آپااختر) خوزستان بوده (به باور برخی همان ایذه امروزی) و همچنین سنگ نبشته‌ای که گفته‌های کورش بزرگ را دربرداشته و در شوش یافت شده و در آن آمده‌است که کورش بزرگ بر آن شده که در سر راه خود از هگمتانه به شوشا با مردمان باختری دیداری داشته باشد می توان چنین برداشت کرد که دامنه سرزمین باختری‌ها جایی میان همدان و شوش امروزی بوده. همچنین نام‌های برخی از سرزمین‌های بختیاری نشین مانند شهرستان پارسان (فارسان امروزی) و یا ایزدجی (میزدج امروزی) و روستای پیل آباد (فیل آباد امروزی) که جایگاه پرورش و نگهداری فیـل های جنگی بوده‌است گویای این است که این سرزمین بخشی از امپراتوری پـارس بوده از اینرو می‌توان برداشت کرد که واژهٔ بختیاری همان دگرگون شدهٔ واژهٔ باختـری می باشد.

برخی بر این باورند که بختیاری ها از دید تبار از بازماندگان پارسیان اند و لرها  به لولوبی‌ ها و کاسپی‌ها و گوتی‌ها (که از تبارهای پیش از تاریخ ایران می‌باشند و امروزه گمان می‌رود که تباری هند و اروپایی داشته اند) نزدیک هستند. برخی نیز بر این باورند که ریشه تباری لرها از سکاها می‌باشد (سکاها مردمانی هند و اروپایی تبار بودند که در بسیاری از بخش‌های فلات ایران پراکنده شده بودند)

رومن گیرشمن باستان‌شناس سرشناس فرانسوی می‌نویسد: 

من جای جای این سرزمین (بختیاری) پا نگذاشته ام مگر اینکه عیلامی را یافته ام.

این نشان می دهد که پیش از چیرگی مردمان هند و اروپایی تبار این سرزمین هم زیر پرچم امپراتوری ایلام بوده‌است.

بختیاری‌ها در گذر تاریخ همواره در رده‌های سیاسی، سپاهی و بازرگانی دستی داشته‌اند، به‌ویژه جایگاه ایشان بعنوان سپاهیان صفویه و تشکیل زندیه تا انقلاب مشروطه و سپس تشکیل شرکت نفت و جنگ ایران و عراق. نخستین کسی که برآن شد تا تاریخ بختیاری‌ها را به نگارش درآورد سردار اسعد بختیاری بود که در نگاشته‌های او به نام "تاریخ بختیاری" به دانسته‌های ارزشمندی درباره بختیاری‌ها بر می‌خوریم.

 

زیستگاه

بختیاری‌ها در بخشی از استان‌های چهارمحال و بختیاری و خوزستان، اصفهان و قسمتی از شرق لرستان (الیگودرز و دورود و ازنا) ساکن هستند. چهارمحال و بختیاری شامل چهار محل به نام لار، کیار، میزدج، گندمان و سرزمینهای بختیاری می‌باشد و از این رو نام آن را (چهار محال) و (بختیاری) نامیده اند

سرزمینهای بختیاری از طرفی شهر سمیرم در استان اصفهان تا شهر درود در استان لرستان و از طرفی دیگر از شهرستان رامهرمز در استان خوزستان تا شهر داران در استان اصفهان را در بر می‌گیرد. سرزمینهای بختیاری به دو بخش ییلاقی و قشلاقی تقسیم می‌شود. محل سکونت ییلاق و قشلاق ایل چهارلنگ به دو بخش تقسیم می‌گردد.

  • بخش ییلاقی یکی در محدوده شهرستان فریدن تا شهرستان درود و دیگری از شهرستان سمیرم تا لردگان می‌باشد.
  • بخش قشلاقی نیز یکی در محدوده شهرستان دزفول و دیگری در محدوده شهرستانهای ایذه و رامهرمز می‌باشد.

مرکز منطقه ییلاق یکی آخوره (فریدون شهر امروزی) و دیگری سمیرم و مرکز منطقه قشلاق یکی ایذه و دیگری رامهرمز بوده‌است. خوانین ایل چهارلنگ در بخش ییلاقی در منطقه آخوره (فریدون شهر) و در بخش قشلاقی در محدوده ایذه بوده‌است.

محل سکونت ایل هفت لنگ نیز به دو بخش تقسیم می‌گردد :

  • بخش ییلاقی در محدوده شورآب، تنگه گزی و دامنه‌های زردکوه تا اَردَل به مرکزیت شهرستانهای کوهرنگ و چلگرد
  • بخش قشلاقی در محدوده اندیکا و مسجد سلیمان امروزی به مرکزیت اندکا می‌باشد.

در تاریخ معاصر (دوران قاجار) خوانین ایل هفت لنگ بختیاری که از قدرت و شوکت بیشتری برخوردار شده بودند، در منطقه ییلاقی، چوغاخور و در منطقه قشلاقی، ایذه و قلعه تـُل را مقر حکومتی خود قرار داده بودند.

 

کوچ

یکی از دیدنی‌های جالب توجه اقوام بختیاری کوچ بختیاری است. اگر چه در دهه‌های آغازین قرن حاضر گروه‌های بسیاری از ایل بختیاری نیز همانند سایر ایلات و عشایر ایران ” تخته قاپو“ (یکجانشین) شدند، اما هنوز هم بخشی از ایل، کوچ‌رو و متحرک است. کوچ‌روهای بختیاری، زمستان را در دشت‌های شرق خوزستان و تابستان را در بخش‌های غربی منطقه چهارمحال و بختیاری به سر می‌برند. آنها هر ساله از اواخر اردیبهشت ماه از پنج مسیر گوناگون همراه با مبارزه‌ای خستگی ناپذیر با سختی‌های طبیعت، ضمن عبور از رودخانه‌ها، دره‌ها و پشت سر گذاشتن بلندی‌های زردکوه در مناطق معینی از دامنه‌های زاگرس پراکنده می‌شوند و قریب سه ماه در این منطقه می‌مانند و با چرای دام‌ها در مراتع سرسبز به رمه‌داری سرگرم می‌شوند. از آنجایی که بختیاریها در جریان کوچ باید از ارتفاعاتی که گاه بلندی آن به 3 هزار متر و بیشتر هم می رسد بگذرند، باید زمان کوچ خود را با نهایت دقت انجام دهند تا مبادا در طول راه دچار برف زودرس، سیلاب رودخانه های کوهستانی و نبود چراگاه و مراتع شوند نحوه معیشت و زیست، الگوی سکونت و باورها، سنت‌ها و آداب و رسوم از جمله جاذبه‌های دیدنی این شیوه زندگی است.

کوچ سالانه ایل بختیاری از مراتع و چراگاه های مناطق سردسیر استان چهار محال و بختیاری به طرف نواحی جنوب کشور یعنی، استان خوزستان بین 4 تا 6 هفته به طول می انجامد. این کوچ، جابجایی جمعیتی بسیار گسترده و مثال زدنی از مقاومت زن، مرد، پیر و جوان به همراه هزاران رأس دام است که از 5 مسیر مختلف، سخت ترین و صعب العبورترین مناطق کوهستانی را پشت سر می گذارند تا به مراتع و چراگاه های جدید برسند. به مسیرهای کوچ در اصطلاح ایل راه می‌گویند که شامل ایل‌راه‌های دزپارت، تاراز، هزارچمه، کوه سفید و تنگ فاله است.

بختیاری ها به گویش لری تکلم می کنند و شیعه مذهبند. از نظر سیاسی، در زمان حکومت سابق، رییس ایل از طرف وی منصوب می شد و بختیاری ها همه تحت امر او بودند. این پست و مقام امروزه دیگر وجود ندارد. یکپارچگی ایل بختیاری تحت ریاست یک فرد در 2 قرن اخیر بسیار کارساز بوده است به طوری که این ایل نقش بسیار مهمی در جریانات تاریخ معاصر کشور و بویژه طی انقلاب مشروطیت ایفا کرد. امروزه، اما، بسیاری از مردمان بختیاری از شیوه سنتی زندگی خود دست کشیده اند و برای استخدام در شرکت نفت و سایر موسسات و ادرات دولتی به شهرنشینی روی آورده اند.

 

ویژگی‌های فرهنگی

بختیاری همراه با سنت‌ها و شیوه‌های خاص زندگی، به تنهایی یکی از جاذبه‌های بی‌نظیر و چشم‌گیر منطقهٔ بختیاری است. زندگی ایلی با الگوی سکونت و آداب و رسوم ویژه، مورد علاقهٔ گردشگران داخلی و خارجی است. این جاذبه علاوه بر آن که بازدیدکنندگان عادی را به سوی خود جلب می‌کند، می‌تواند مورد توجه دانشجویان و دانش پژوهان علوم اجتماعی و انسانی قرار گیرد.

قالی‌ها و دست بافته‌های بختیاری در تمام جهان مشهور و بازار خوبی دارند. همچنین بختیاری سرزمین شیرهای سنگی است که نخستین بار توسط محسن فارسانی مورد مطالعه علمی قرار گرفتند. وی همچنین فیلم مستندی در باره شیرهای سنگی به نام «برد شیر» ساخته‌است. همچنین بایسته‌است در راستای حفظِ ضرب‌المثل‌های بختیاری نیز تلاش‌های سودمند بیشتری صورت گیرد تا این میراث تجربی گذشتگان نیز برای آیندگان برقرار ماند.

  • موسیقی آنان شامل سرنا و کرنا و کوس (طبل) و سازهای بادی کوچکتر از سرنا و کرنا است. توشمال که سرپرستی موسیقی را در ایل بر عهده دارند اکنون هم در مجالس عروسی هنرمندی خود را به نمایش می‌گذارند.

 

مراسم سوگواری

مراسم سوگواری در میان بختیاری‌ها اهمیت خاصی دارد و همراه با مراسم پرسوز و گدازی برگزار می‌شود که احتمالاً نشانه انس و الفت و همبستگی ژرفی است که میان آنها وجود دارد. این اهمیت هم در عزاداری‌های مذهبی و هم در عزاداری‌های خصوصی به بارزترین شکل مشهود است.

برگزاری مراسم عزاداری خانوادگی نیز جالب توجه‌است. در ایل بختیاری وقتی کسی فوت کند، ایل یکپارچه غرق غم و ماتم می‌شود و لحظه‌ای صاحب عزا را رها نمی‌کنند. چوقا از تن بیرون می‌کنند و لباس سیاه می‌پوشند. بعد از غسل متوفی، سید همراه ایل، سید پیر شاه یا سید امامزاده‌های اطراف مسیر و مکان کوچ و استقرار را خبر می‌کنند تا بر مرده نماز میت بگذارند و سپس مرده را به خاک می‌سپارند. خاک که گودی گور را پر کرد، مردها در فاصله دور می‌ایستند و زن‌های ایل به دور گور حلقه می‌زنند، گریه سر می‌دهند و همراه با مرثیه که گاگریو گفته می‌شود به شرح حال زندگی مرده می‌پردازند. در این هنگام تُشمال‌ها آهنگ غم انگیزی به نام چپی می‌نوازند. بعد از این مراسم خیرات شروع می‌شود. صاحب عزا چادر سیاهی بر پا می‌کند، مردم ایل تیره به تیره، طایفه به طایفه، برای دلداری صاحب عزا می‌آیند و سرباره می‌آورند. سرباره مخارج عزاداری صاحب عزا را کاهش می‌دهد. این مراسم تا یک سال به طول می‌انجامد، چرا که شاید تیره یا طایفه‌ای در مسافت‌های دور باشد و یا امکان حضور به موقع پیدا نکرده باشد

وقتی کلانتر یا یکی از سرشناسان ایل بمیرد نیز مراسم خاصی انجام می‌شود. بدین ترتیب که زین و برگ اسب یا اسبانی را با پارچه سیاه می‌پوشانند و بر گردن اسب نیز پارچه‌های رنگین که یک سر آن بر زین و سر دیگرش روی پیشانی اسب است به بند دهنه می‌بندند، سپس اسب را در حالی که دهنه آن به دست یک نفر است در محوطه امامزاده می‌گردانند. این پارچه را «یال پوش» می‌گویند. چوقا و تفنگ متوفی را نیز روی اسب می‌بندند. بختیاری‌ها معمولاً بر سر مزار جوانان، پهلوانان و بزرگان خود شیر سنگی قرار می‌داده‌اند.

عزاداری برای ائمه‌اطهار به ویژه در ماه محرم همانند همهٔ نقاط ایران باشکوه برگزار می‌شود. شیوه اجرای مراسم تقریباً همانند سایر نقاط ایران است. دسته‌های زنجیرزنی، سینه‌زنی و حضور در مراسم مساجد و تکایا از جمله جلوه‌های برگزاری اینگونه مراسم است.

 

گویش بختیاری

گویش بختیاری یکی از گویش‌های لُری‌تبار یعنی از دسته جنوب باختری زبان‌های ایرانی است. گویش‌ها و زبان‌های لُری‌تبار عبارت‌اند از فیلی، لکی، بختیاری، لری جنوبی، و کومزاری.

همواره در زمانهای گذشته، دیوارهای بلند و دشوار گذر زاگرس مانع از نفوذ اقوام مهاجم به درون منطقهٔ بختیاری بوده‌است.

بنابراین زبان ایل بختیاری تا قبل از گسترش رسانه‌های همگانی و مدارس ملی تقریباً دست‌نخورده و بکر مانده بود اما امروزه براثر آسانی ارتباط با شهر و پایتخت، گویش بختیاری نیز مانند لهجه‌ها و گویش‌های دیگر به سرعت در حال دگرگونی و نزدیک شدن به فارسی رایج است.

نسل امروز بختیاری (به‌ویژه ساکنین شهرها و اسکان‌یافتگان) در طول کم‌تر از نیم قرن نه تنها خیلی از اصطلاحات و واژه‌های پنجاه سال پیش بختیاری را استفاده نمی‌کنند؛ بلکه معنای آنها را نیز نمی‌دانند و یا فراموش کرده‌اند. گفته می‌شود در طی سال‌های گذشته که بختیاری‌ها بسوی شهرنشینی و پراکندگی رفته‌اند در حدود دوهزار واژه کهن از آنان نابود شده‌است.

گویش بختیاری به طور کلی به چهار دسته تقسیم می‌شود:

  • گویش بخش خاوری که تحت تأثیر لری کوه‌گیلویه واقع شده‌است.
  • گویش منطقه جنوبی که تحت تأثیر گویش طایفهٔ بهمئی بوده‌است.
  • گویش منطقه چهارلنگ
  • گویش بخش میانی

بر خلاف تصور افراد ناآشنا، گویش لُری بختیاری با گویش لری (خرم آبادی) تفاوت‌های بسیاری به‌ویژه از نظر تلفظ دارد. اما از نظر ادبیات و به ویژه ضرب المثل‌ها و زبانزدهای بومی بین تمام زبانهای لری اشتراکات زیادی وجود دارد

 

تن پوش بختیاری

پوشش زنان:

۱. پوشش سر"لچک و می‌نا: لچک کلاهی است که زیر مینا استفاده و با انواع سکه‌های قدیمی، مروارید، سنگ و پولک تزیین می‌شود و انواع گوناگون دارد. سیخکی، ریالی، صدف، که رایج‌ترین آن ریالی می‌باشد که از سکه‌های قدیمی استفاده می‌شود.

۲. می‌نا: روسری از جنس حریر و ابعاد بسیار زیاد به شکل مستطیل است که به‌صورت بسیار ویژه‌ای به سر می‌کنند. مینا را با سنجاق محکم توسط بندی از یک‌سوی لچک به‌سوی دیگر آن از پشت سرشان می‌آویزند که به آن سیزن گفته می‌شود و بعد موهای جلوی سر را تاب می‌دهند و از زیر لچک بیرون می‌آورند و در پشت مینا پنهان می‌کنند وآن موها را ترنه می‌نامند و با مهره‌هایی با رنگ‌های گوناگون آن را تزئین می‌کنند که جلوه‌ای خاص به زیبایی مینا می‌دهد.

۳. تن‌پوش زنان بختیاری پیراهنی است به نام جومه یا جوه این پیراهن معمولاً دو چاک در اطراف کمر دارد و تا پایین کمر می‌رسد و زیر آن دامن بسیار پرچینی به نام شولارقری می‌پوشند که برای تهیه آن گاه از ۸ تا ۱۰ متر پارچه استفاده می‌شود.

۴. جلیقه (جلیزقه) روی پیراهن پوشیده می‌شود که از جنس مخمل است. همچنین زنان بازوبندی (بازی‌بند) نیز بدست می‌کنند که با مهره‌های رنگی و سنگ تزیین می‌شود. البته استفاده از آن خیلی عام نیست و بیشتر در عروسی پوشیده می‌شود.

۵. پوشش پایین تنه از شلواری معمولی و گیوه استفاده می‌شود.

رنگ لباس زنان بختیاری الهام گرفته از طبیعت است. زنان و دختران جوان در رخت‌های خود از رنگ‌های روشن استفاده می‌کنند و رنگ لباس خانم‌های مسن به دلیل احترام به سن و سال آن‌ها تیره ‌است.

 

پوشش مردان:

۱. سرپوش مردان بختیاری کلاهی نمدی است به رنگ‌های مشکی، قهوه‌ای روشن و تیره و سفید که به آن کلاه خسروی هم گفته می‌شود. در ابتدا خوانین کلاه سفید رنگ خسروی بسر می‌گذاشتند اما بعد از اینکه رضا شاه آنان را تخت قاپو کرد آنان را نیز از پوشیدن لباس بختیاری نیز منع کرد، به همین دلیل به مرور زمان کلاه سفید جای خود را به کلاه سیاه مردم عادی داد. امروزه دیگر کودکان کلاه سفید خسروی بسر می‌گذارند. کلاه خسروی همانطور که از نامش پیداست، طرحش از کلاه خسروان، پادشاهان ساسانی است که این خود نشان دهندهٔ قدمت تاریخی فرهنگ منطقه می‌باشد.

۲. در ابتدا مردان بختیاری بالاپوشی به نام قـَبا داشتند که از کنار چاک داشت و همینطور از آستینهای فراخی برخوردار بود، اما بعد منع لباس توسط رضاشاه، بالا پوشی بنام چوقا که رعیت آنرا می‌پوشید متداول شد که دست باف زنان عشایر است. چوقا از پشم بز به دو رنگ سیاه و سفید تهیه می‌شود و خاصیت ضد باران دارد، گرما را در زمستان نگه‌ می‌دارد و در تابستان رطوبت و خنکی را حفظ می‌کند. نقش‌های چوقا، ستون‌هایی کوتاه و بلند هستند و طرح این ستون‌ها را از ساختمان‌های دوره هخامنشی می‌دانند. قبا برگرفته از طراحی اشکانی است.

۳. برای پوشش پایین تنه از شلواری به رنگ مشکی استفاده می‌گردد که شلواری گشاد و بسیار آزاد است. در این سالهای اخیر به دلیل استفاده از محصولات پارچه‌ای کارخانه دبیت منچستر انگلستان به آن شلوار دبیت نیز گفته می‌شود. پوشش پا گیوه‌است که در تابستان رطوبت و خنکی را حفظ می‌کند و در زمستان گرما را نگه می‌دارد. از مجسمه برنزی که در ایذه مالمیر بختیاری کشف گردیده مجسمه مردشمی درموزه ایران باستان چنین به‌نظر می‌رسد که این شلوار نیز از البسهٔ دوران اشکانی باشد.

 

چهارلنگ و هفت لنگ چیست؟

قوم بزرگ بختیاری (مردم بختیاری) به دو شاخهٔ بزرگ هفت لنگ و چهار لنگ تقسیم می‌شود.

در دوران میر جهانگیر خان مقارن با حکومت صفویه، قوم بختیاری به دو ایل هفت لنگ و چهار لنگ تقسیم گردید. هرچند که این دو شاخه ایل بختیاری از نظر فرهنگی تفاوت چندان زیادی ندارند.اما جدایی محل سکونت ومسیر کوچ باعث ایجاد تفاوت نه چندان زیادی در گویش ولهجه این دو قبیله شده‌است.

در بیشتر اوقات فرمانروایی کل ایل بدست طوایف هفت لنگ بوده است. یکی از آن خوانین محمد تقی خان چهار لنگ از طایفهء کیان ارثی، فرزند علی خان بود که مدتی از زمامداری وی در بختیاری مقارن با سلطنت نادر شاه افشار بوده است. از وی قلعه‌ای در نزدیکی باغملک بجا مانده که بنام "قلعه تـُل" معروف است. و دیگری علیمردان خان چهار لنگ فرزند علیقلی خان چهارلنگ و مادرش بی بی مریم (خواهر نجفقلی خان صمصام السلطنه) نوهء حسینقلی خان، ایلخان بختیاری بود. بعد از مجزا شدن ایل چهارلنگ از ایل هفت لنگ در سال 1302 وی به ایلخانی چهارلنگ رسید. علیمردان خان در تایخ 17 آذر 1317 بدستور رضا شاه اعدام گردید.

هفت لنگ‌ها بیشتر در چهار محال بختیاری وشمال خوزستان زندگی می‌کنند.که جمعیت انها نسبت به چهار لنگها که در لرستان، شمال خوزستان وجنوب غرب اصفهان هستند بیشتر است.

چهارلنگ ها ییلاق درجنوب غرب اصفهان (شهرستانهای فریدن ،فریدونشهر و چادگان) و یا نواحی شرقی لرستان سپری می‌کنند. با شروع دوره سرما در این منطقه به شمال خوزستان برای سپری کردن زمستان کوچ می‌کنند، البته امروزه بیشترعشایر بختیاری در مناطق بختیاری نشین ساکن شده اند

 

تعریف چهارلنگ و هفت لنگ

براساس سنتی که در ایل وجود داشته‌است، گردش حکومت به‌وسیله مالیات سرانه‌ای بوده‌است که از دامداران می‌گرفتند و اقتصادِ حکومت خان‌ها براساس همین مالیات بود. این مالیات بر اساس میزان تولید فرآورده‌های دامی به نوع مراتع و وسعت آن و شمار دام و شمار نفراتی که در ایل قدرت کارایی در امر تولید دام و پرورش آن را داشته‌اند، بستگی داشته‌است. همه بختیاری از لحاظ گرفتن مالیات به دو بخش تقسیم می‌شد:

از یک بخش که دام زیادتر و مراتع بهتر داشته‌اند مالیات بیشتری دریافت می‌شد و از بخش دیگر مالیاتِ کمتر. واحد گرفتن مالیاتِ دامی در ایل، بر حسب مادیان تعیین می‌شد. برای هر راس مادیان، سالانه مقداری پول از ۱۰ ریال تا ۳۰ ریال به معیار آن زمان دریافت می‌کردند. جدول اخذ مالیات به شرح زیر بوده‌است:

۴راس گاو = یک راس مادیان = ۱۰ ریال مالیات

۴راس خر = یک راس مادیان = ۱۰ ریال مالیات

۱راس مادیان = یک راس مادیان = ۱۰ ریال مالیات

چون یک راس مادیان برابر واحد گرفتن مالیات دامی به معنی چهارلنگ محسوب می‌شده، افراد این منطقه که مشمول پرداخت این نوع مالیات بودند به چهار لنگ معروف شدند. گروه دیگر که قدرت مالی بیشتر داشتند همین مقدار مالیات را به اندازه هفت لنگ مادیان می‌داده‌اند یعنی دوراس مادیان(هشت لنگ) منهای یک لنگه یعنی هفت لنگ. روی این اصل مردم این منطقه به‌ نام هفت لنگ معروف شدند. جدول زیر این طبقه بندی را نشان می‌دهد:

۷راس گاو = یک مادیان = ۱۰ ریال مالیات

۷راس خر = یک مادیان = ۱۰ ریال مالیات

۱راس مادیان + سه لنگ مادیان = ۷لنگ مادیان = ۱۰ ریال مالیات

در مورد همین مالیات گرفتن، خان‌ها به دلایل سیاسی در خود ایل و نزدیکی و دوری طایفه‌ها به خان‌ها، بین طوایف فرق می‌گذاشتند و به بعضی‌ها امتیازاتی می‌دادند. گرفتن مالیات توسط کلانتران ایل انجام می‌گرفت و درعوض خود این کلانتران از پرداخت مالیات معاف بودند.

ایل بخیتاری به دو دسته بزرگ هفت لنگ و چهارلنگ تقسیم می گردد که محلیان هرکدام را خود "ایل" می نامند.
اگر هر کدام از اینها را ایل جداگانه ای بدانیم هر کدام از آنها به چند طایفه بزرگ تقسیم می گردند و سپس هر طایفه
خود به تیره های متعدد، هر تیره به چند "تش " و هر تش به چند "کربو" و هر کربو به چند خانوار تقسیم می گردد.
ایل – طایفه(باب) – تیره – تش – کربو (اولاد) – خانوار

واحد مسکونی خانوار عشایری سیاه چادر و چند خانوار که در کنار هم در سیاه چادرها زندگی می کنند یک
مال را تشکیل می دهند، سیاه چادرها رو بهون نیر می نامند

در گذشته بختیاری چهارلنگ به پنچ طایفه بزرگ و امروزه آنها را به چهار طایفه بزرگ تقسیم نموده اند ولی تقسیم بندی در مورد هفت لنگ حداقل در سالهای اخیر ثابت و آنها را به چهار باب تقسیم نموده اند و طایفه را معادل باب در نظر گرفته بودند طایفه هفت لنگ بختیاری مشتمل بر چهار طایفه بزرگ ، دورکی دینارانی ، بابادی ، و بختیاروند (بهداروند) می باشد.

باب: پسوندی است که مفهوم پیوستگی و همبستگی طایفه ها را می رساند و یادآور دورانی است که قدرت مرکزی ضعیف و قدرتهای محلی نیرومند بوده اند سرزمین بختیاری که توسط کوهها و رودهای متعددی به مناطق کوچکتری تقسیم می شوند.

تش: درطوایف مختلف بختیاری هر تیره به چند تش تقسیم می گردد. تش واحدی است ذهنی چون در یک لحظه زمانی شاخه های مختلف آن که به اولاد شهرت دارند قابل رویت نیستند سرپرستی هر تش را فرد کاردان و فعال و سروزبان داری از همان تش بعهده دارد که به ریش سفید مشهور است معمولا ریش سفیدان افراد پخته و کاردانی هستند که از طرفی رتق و فتق امور اجتماعی تش بعهده آنهاست واز طرف دیگر رابطی هستند بین کدخدایان و کلانتران و اجرای امور سیاسی تش .خانوارهای یک تش همه با هم خویشاوند نزدیک و دارای نیای مشترک نیز می باشند

اولاد: در تقسیمات سنتی در عشایر بختیاری هر تش به چند اولادتقسیم می گردد که بدان "کربو" (پسروپدر) نیز می نامند هر اولاد از حدود دهها خانوار تشکیل می گردد و بطور متوسط هر خانواری داری یک بهون (سیاه چادر) است که واحد مسکونی عشایر بحساب می آید.هر اولادی دارای ریش سفیدی است که از بین مردان کاردان همان اولاد می باشد.در جوامع سنتی ایلی معمولا تمامی ساکنین دهی از یک اولاد می باشند و امکان دارد عده ای بعنوان "وابسته" در کنار آنها با اجازه آنها و برای آنها فعالیت نموده و سالها زندگی وابسته خود را ادامه دهند

مال : از نظر ساخت سنتی اولاد آخرین رده تقسیم ایلی در عشایر بختیاری است که اجزاء آن به خانوار میرسد

 

هفت لنگ

هفت لنگ بختیاری به چهار طایفه تقسیم می شود

1-دورکی 2- دینارونی 3- بابادی 4-بختیاروند

دورکی 7طایفه است (1- زراسیوند  2- اسیوند 3- موری 4- قندعلی 5- بابااحمدی 6- عرب 7 – آسترکی)

1-1-زراسیوند      سهی – سزار – نورآباد

1-2-اسیوند         بردین – پل – خواجه – گاودوش-سهماروند

1-3- موری         بابایی- علی جان وند- بٌوری – بَوری

1-4- قندعلی       خلیل وند- ورناصری – صالح باوری

1-5- بابااحمدی    کشکی – سراج الدین – درویش آدینه

1-6- عرب          کنگرپر- اولاد علی بیگ

1-7- آستریکی     چاربری – گاییوند

دینارونی چهار طایفه دارد

1- اورک 2- طوایفی که در مال امیر هستند 3- بابادی4-بختیاروند

2-1- اورک  (موزرمویی – خواجه – زنگی – غلام – کشی خالی – اولاد حاجی علی – غریبی – جلالی – ممسنی – چهار بینی چه)

2-2- طوایفی که در مال میر (سوسن) هستند ( نوروزی – بویری- سرقلی – لجمیر اورک – گورویی- شیخ عالی وند- شالومال – امیری – کورکور- عالی محمودی – علی محمد خانی – عالی محمودی علی مردان خانی – بندونی – شالو)

2-3- بابادی        عالی انور – عکاشه – راکی – کله – ململی -

2-4- بختیاروند         بختیاروند- عالی جمال – جانکی سردسیر

خانوادهای خوانین بختیاری از جمله ایلخانی، حاج ایلخانی و ایل بیگی از طایفهء زراسوند و متعلق به ایل دورکی می‌باشند. البته باید به این نکته نیز اشاره داشت که جد آنان حیدر معروف به حیدر کور، اهل طایفهء پاپی از جنوب لرستان بود. وی بدلیل اختلافات خانوادگی به طایفهء زراسوند پناهنده شد و بر اثر لیاقتی که از خود نشان داد، داماد شهباز خان زراسوند گردید که بعد از فوت وی به کلانتری ایل منصوب شد.

طایفه دینارانی یکی از چهار باب هفت لنگ بختیاری است. گرمسیر طایفه دینارونی باب در شهرستان ایذه و بخشهای تابع آن می باشد و سردسیرشان در دینارون و کوه سفید است.

طایفه اورک یکی از طوایف دینارونی و یکی از بزرگترین طوایف بختیاری چه از نظر تاریخی و ایلیاتی و همینطور از نظر جمعیت و وسعت اراضی ایل است. نیمی از آنها در خوزستان و نیمی در چهار محال زندگی می کنند.
این طایفه در طول تاریخ شامل خان ها و کلانتران زیادی بوده و مردمان مهمان نوازی دارد. طایفه اورک شامل طوایف زیر است:
چهار بنیچه - جلالی - علی صاد - شیران - خواجه -لندی - سادات موسوی -غریبی - سادات حسینی - شهپیری - آل داوودی - گل بامکی - خدابخشی - زندی - قلعه سردی - موزرمی - کیشخالی - عرب - اولاد حاج علی - ممسنی - غلام - ورناصری - گوزلکی - اورک شالو -لجم اورک (تیره های لجم اورک بشرح زیر: اسیوند (محمودی بردزردی )آر احمدی - سخندری - کری -گپی - جیره - درویش ممون -) بندونی باب (تیره های بندونی باب:رفنی - بوگری - بنی سر تنگی - سوتکی - سراوکی - بنی مسن - شیاسی - هلوسعد - قائدان شیاسی - قنبری - شیران.)

مردم طایفه اورک بیشتر در شهرهای ایذه، دهدز، مسجدسلیمان، اردل،اهواز، بوشهر، اصفهان و شهرهایش مثل لنجان و شاهین شهر،مینادشت و ... زندگی می کنند.

طایفه اورک در نزد مردم به اورک ۲۴ تیره مشهور است.

تیره هایی بنام اورک در طایفه بهداروند و جود دارد که قبلا خانواد ه هایی از طایفه اورک بوده اند اما بدلیلی کوچ کرده اند و در کنار طایفه بهداروند زندگی کرده اند و اکنون جزو یکی از تیره های بهداروند محسوب می شوند. همینطور هم چند خانوار از طایفه اورک به کنار طایفه ممصالح چهارلنگ رفتند و اکنون جزو آن طایفه مسوب می شوند. اما اصلیتشان جزو طایفه اورک ۲۴ تیره بوده. و همچنین بعضی از خانواده ها و تیره های این طایفه از طوایف دیگر بختیاری بوده اند که بخاطر دلایل مختلف مانند نزاع ایلی و... به درون این طایفه آمده اند و جزو اورک محسوب می شوند اما هنوز هم بعد از چند سال بعضی از آنها به طایفه اصلی شان آمد و رفت نیز دارند و فامیل های خود در طایفه قبلی را می شناسند.که این کوچ کردن در میان بختیاری ها بسیار زیاد بوده (بخاطر منازعات فراوان ایلی) و امری است طبیعی.

بابادی یکی از ۴ طایفه بزرگ هفت لنگ بختیاری که دارای زیر شاخه های بابادی عالی انوری، آرپناهی، عکاشه، گله، پبدنی، احمد محمدی، راکی، شهنی، نصیر، ململی و ایل گمار تشکیل شده که محل سکونت اصلی آنها در کوهرنگ بختیاری، مسجد سلیمان، ایذه، اردل، لالی و شوشتر می باشد.

ریاست طایفه بابادی به عهده مهدی خان بابادی فرزند بزرگ تقی خان بوده است. بابادی ها نیز مانند سایر بختیاری ها به ییلاق و قشلاق (سردسیر و گرمسیر) کوچ می کردند. ییلاق شان در استان چهار محال بختیاری شامل پردنجان، گوجان و شهرستان کوهرنگ است. ریاست این مکان ها را نیز مهدی خان بر عهده داشت. قشلاقشان در استان خوزستان شامل مهدی آباد،تراز؛ دشت ده، قلعه میدان، جاستون شه، کالک شوران؛دره بوری ؛ در حومه شهرستان لالی می باشند. منطقه مهدی آباد را به نام ایشان نام نهاده اند.

در جریان اصلاحات ارضی در دوره محمدرضا شاه پهلوی اراضی گوجان و پردنجان را از خان ها گرفته و در بین رعیت ها تقسیم نمودند. این واقعه در زمان نوادگان مهدی خان اتفاق افتاد. شیرعلی خان دژی واقع در دشت ده بنام دز قلعه میدان (استان خوزستان) داشته اند که آثاری از آن به جا مانده و اکنون محل اقامت اولادمهری بابادی می باشد. شیرهای سنگی بر مزار مهدی خان و پدر او تقی خان در پردنجان به عنوان آثار باستانی ثبت شده اند. بعد از وفات مهدی خان فرزند بزرگش محمدکریم خان و نوه ایشان علیدوست خان زمامداری امور را بر عهده گرفتند در این دوران ایل آرپناهی از دادن مالیات به علیدوست خان سر پیچی نمودند و به دستور علیدوست خان ایل آرپناهی را غارت نمودند و بعد از مدتی فردی ناشناس از این ایل به صورت پنهانی وی را کشت و به دستور محمدکریم خان بر اساس حس انتقام جوئی و قصاص خون علیدوست خان چندین نفر از ایل آرپناهی را کشتند و سر انجام پس از فوت محمد کریم خان ریاست به جهانگیر خان و فرامرز خان که از نوادگان برادر مهدی خان بودند رسید.

 

چهارلنگ بختیاری

طایفه چهار لنگ به چهار شاخه بزرگ تقسیم می‌شود. که عبارتند از محمودصالح (ممصالح)، کیان ارثی (کنرسی)،  زلقی (زلکی) ، مَهیوند (ممی‌وند) و موگویی.

طایفه مهیوند چهارلنگ خود به دستهای بزرگی تقسیم می شود که مهمترین انها عبارتند از: حاجیوند - عبدالوند - فولادوند - سالاروند.

چهارلنگها ییلاق خود را در نواحی شرقی لرستان سپری می‌کنند. با شروع دوره سرما در این منطقه به شمال خوزستان برای سپری کردن زمستان کوچ می‌کنند.

 

الف- محمود صالح  به 8 تیره تقسیم می شود (1- اورش 2- مم جلالی 3- کاقلی 4- عادکار 5- ال داود 6- قلی 7- آردپنایی 8- ممزایی)

ب- کنرسی  به 24 تیره تقسیم می شود 1- محمد جعفری 2- پاپا جعفری 3- عالی جعفری 4- غریب وند 5- هر کل 6- گشتیل 7- سندلی 8- ایش گشاس 9- گریجه 10- سیلان 11- جانکی گرمسیر 12- پوستین بکول 13- اسفرین 14- بوربورون 15- ورمحمید 16- استکی 17- عاشوروند 18- عالی وند 19- برون 20- تمبی 21- شیخ 22- سهونی 23- زنگنه 24- گل گیری

ج- موکویی به 6 تیره تقسیم می شود 1- شیخ سعید 2- پیرگویی 3- خوی گویی 4- دیویسی 5- شیاس 6- مهدور

د- زلقی  به چهار تیره تقسیم می شود  1- دوغ زنی 2- جاوند 3- میمون جایی 4- سادات احمدی

ه- ممی وند به پنج تیره تقسیم می شود 1- بسحاق 2- پولادوند 3- عبدالوند 4- حاجیوند 5- عیسی وند

5-1 بسحاق به 11 شعبه تقسیم می شود   1- بری 2- گرگیوند 3- جلیل وند 4- خانه قاید شهر وسوند 5- ملک محمودی 6- آدینه وند 7- شهر وسوند 8- خانه صلاتین 9- میزه وند 10 – اتابک 11- صوفی

5-2  پولادوند به 5 شعبه تقسیم می شود   1- هیودی 2- سالاروند 3- خانه جمالی 4- خانه قاید 5- گراوند

5-3  عبدالوند به 8 شعبه تقسیم می شود- گوشاردی 2- بیران وند 3- درویش 4- زرین چقایی 5- تونی 6- ماهرودی 7- ده قاضی 8- چکان

5-4 حاجیوند به چهار شعبه تقسیم می شود 1- غالبی 2- زیدقاید 3- هیل هیل 4- الیاسی

5-5 عیسی وند به هفت شعبه تقسیم می شود  1- خانه قاید 2- گیرویی 3- ورکی 4- زیبایی 5- اواوی 6- گورویی 7- جعفر وند

 

 

 

   + علی سالاروند - ٩:۳٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٢٧